پرواز میکنم ز سقوطم هراس نیست...

از عشق و غم به راه تو یکدم خلاص نیست

لطفی حواله کن که دلم ناسپاس نیست

 

دل، خسته و شکسته و دل بارگاه غم

غافل ز حال خویشم و هیچم حواس نیست

 

من طایر هوایی بشکسته بالم و

پرواز میکنم ز سقوطم هراس نیست

 

یک چند در هوای حضور تو پر زدم

از خویشتن بریدم و خویشم شناس نیست

 

عاشق که کردی ام، دگر آزردنت چه بود؟

این زندگی و گوی دلم، منچ و تاس نیست

 

بازآ که از عدم به وجودت رسانیم

دیگر در آینه ز تنم انعکاس نیست

 

عاشق شدم و حبس ابد شد نصیب من

کشتی مرا ولیک جزایم قصاص نیست

 

محمد خوش بین

/ 1 نظر / 18 بازدید
سعيدُلفت

داشتن همچين رفقايي باعث افتخاره واقعاً