عشق یعنی

عشق یعنی شروعِ پایانی

عشق یعنی همین پریشانی

عشق یعنی سکوت و ویرانی

عشق یعنی خودت نمیدانی

که چرا عاشقش شدی اصلا

 

عشق یعنی تمامیت خواهی

عشق یعنی نه خود که او خواهی

عشق یعنی تو کوهی از کاهی

عشق یعنی جواب میخواهی 

که چرا عاشقش شدی اصلا

 

عشق آغاز فصل باران است

عشق بارانِ در بیابان است

عشق مستی می گساران است

عشق یک پرسش از هزاران است

که چرا عاشقش شدی اصلا

 

عشق رسوای عالمم کرده

عشق میخانه ی غمم کرده

عشق پیدای مبهمم کرده

عشق پرسنده هر دمم کرده

که چرا عاشقش شدی اصلا

 

محمد خوش بین

/ 1 نظر / 21 بازدید
صادق ایزانلو

سلام و عرض ادب بسیار زیبا بود...[گل]